اعمالی كه انسانها در عرصه زندگی فردی، سازمانی و اجتماعی خود انجام میدهند، بازتابی از جهانبینی آنهاست. این جهانبینی است كه موضوع و برداشت هر فرد را از مقولههایی چون مبدأ هستی، خدا، هدفمندی جهان،رابطه خداوند و آفرینش، هویت انسان و جایگاه او در هستی... را مشخص میسازد.
+
مدیریت به عنوان دانشی كه برآمده از نظریههای علومی مانند آفرینش، جامعهشناختی، انسان شناختی و روانشناسی... است، به شدت از تحولاتی كه در قلمرو این علوم رخ میدهد تأثیر میپذیرد.
رفتار مدیران، كارشناسان، كارمندان و كارگران به عنوان انسانهایی كه در بطن فرهنگهای خاص زندگی میكنند، اعمال آنها هم از دیدگاههای علمی آنان و هم از خاستگاهی فرهنگی و زیست بوم آنها متأثر میشود. چنین واقعیتی، زمینهساز، ظهور مكتب اقتضایی (contingency) در مدیریت بوده است.
+
بنیانگزاران علم مدیریت (به عنوان علمی كه رسالت كارآفرینی و هدایت كار را در كوتاهترین زمان و كمترین هزینه به سوی هدف بر عهده دارد)، در پی آن بودند كه به اصولی برای «همیشه و همهجا» دست پیدا كنند، اما مطالعات علمی بر روی واقعیتهای رفتاری انسان و ویژگیهای فرهنگی جوامع گوناگون، نظریهپردازان بعدی این علم را مجبور كرد از نوعی «مطلقگرایی» به «نسبیگرایی» روی آورند و اعتراف كنند كه به علت «غیرقابل پیش بینی بودن رفتار انسان» در علم مدیریت، باید به اقتضاها و ایجابها توجه كرد و نظام ارزشی ـ اخلاقی حاكم بر انسان و جامعه مورد نظر را فراموش نكرد و از این رو بود كه امروزه نظریه غالب در مدیریت، نظریه اقتضایی (Contingency) است كه توصیه میكند در مدیریت باید اقتضاهای گوناگون درون و برون سازمانی مانند شرایط فرهنگی، اخلاقی و... انسانها مورد توجه قرار گیرند.
+
گفته شد كه مثنوی كتابی تعلیمی است و گرایشات آموزشی مولانا در آن بر شور و بیتابی و دستافشانی او غلبه دارد، لذا این كتاب آكنده از نكاتی است كه دامنه وسیعی از موضوعات را در برمیگیرد كه در آن میتوان مفاهیم بنیادین مدل EFQM را ردیابی كرد. همانگونه كه مستحضر میباشید، مدل EFQM دارای هشت مفهوم بنیادین میباشد.
مولانا، در رابطه برخی از این مفاهیم بنیادین اشارتی مستقیم و غیرمستقیم دارد كه...
+
ادامه مقاله: http://www.khaki.ir/pages/4-ArticleA/ARTCELS/14-efqm.mht
نویسنده: دکتر خاکی – چکیده سخنرانی در سومین کنفرانس مدیران کیفیت
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 1:54  توسط نیما حیرتی
|