امروز خواندن مجموعه اي از نويسنده تواناي جرمني به نام « برتولد برشت» با نام آشناي « زن نيک سچو آن» را برای چندمین بار تمام کردم. برتولد در سال 1898 در شهر آگسبورگ به دنيا آمد و در سال 1956 در خانه ويلايي خود در سواحل دانمارک پس از پايان رساندن آخرين تمرين نمايش « گاليله» چشم بر جهان فرو بست اما نام وي هرگز پاک نگشت.
در هنگام تحصیل در اولین نوشته هاي خود با امضاء مستعار « برتولد اويگن» به چاپ رسانيد و در همان سالها به علت نوشتن يک انشاء صلح جويانه تهديد به اخراج از مدرسه شد. در سالهاي آتي اگرچه در ابتدا وي مشغول به تحصيل در رشته طب شد اما آشنايي وي با « کارل والنتين» هنرمند بزرگ تئاتر آلمان باعث شد تا بيشتر برتولد را امروزه به عنوان يک نمايش نويس بزرگ بشناسيم. نوشته هاي برشت گاهاً تند و نمايش نامه هاي آن داراي مضاميني بودند که وي در حدود سالهاي 1933 همراه با رشد « نازيسم» وادار ساخت تا به همراه خانواده اش آلمان را ترک نموده و به سوئيس پناه برد و در همان سال بود که ناسيونال سوسياليستهاي آلمان آثار وي سوزاندن و از آن پس او را از تابعيت آلمان خلع نمودند. در ابتداي دهه چهل وي به کاليفرنيا رفت و در نزديکي هاليوود اقامت گزيد و چنين امري باعث شد تا وي به همراهي « چارلي چاپلين» در سال 1945 نمايش مشهور « ترس و نکبت رايش سوم» ساخته شد در همين سال بود که باز به سوئيس بازگشته و پس از مدتي به شهروندي آلمان شرقي پذيرفته شد و به همراهي همسرش گروه تئاتر « برلينر آنسامبل» را بنا نمود. از اين پس نوشته هاي ديگر از وي ديده مي شود اما هرگز چون نوشته هاي سالهاي 1933 تا 1940 نبوده که در اين سالها مجموعه ماندگار «زن نيک سچو آن» و « نکبت و ترس رايش سوم» و « گاليله» را به رشته تحرير در مي آورد.
در ميداني که روزي نوشته هاي برتولد سوزانده مي شد، اکنون مجسمه ايست که مردم در آغوش آن گل مي سپارند و براي وي دعايي مي خوانند. باید گفت در حقیقت اين هنر است که هرگز نمي ميرد.
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 1:44  توسط نیما حیرتی
|