تبليغاتX
خاک فراموش شده
خاک فراموش شده خاک فراموش شده      
  در حاشیه

قصه‌های عامه‌پسند

دعای روز پنجم:
الهی؛
آخه چرا یک ماه؟


آقای دکتر تو رو خدا یه کاری بکنید... الآن دو روزه که لب به غذا و دسشویی نزده...
مرد خوبیه... خیلی کمکمون کرد... خدا ایشالّا روزیش رو یه جا دیگه حواله کنه...

معشوق خود فوکو و دریدا نباشد، و لکن باید که اندک‌مایه خردی دارد؛ و نیز دانم که برد پیت نباشد، اما چنان باید که حلاوتی و ملاحتی باشد وی را، تا زبان مردم بسته باشد و عذر مقبول دارند.

درباره‌ی روحانی متوفایی که در سالخوردگی درگذشته است، می‌نویسند سراسر عمر را به زهد زیست، از طریق پارسایی ذره‌ای تخطی نکرد و لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشد. اما یک مرد روحانی، بنا به تعریف، لزوماً قرار است زاهد و پارسا بماند و دائماً به یاد قادر متعال باشد؛ چون از نوجوانی برای این نوع زندگی به عنوان شغل و حرفه تعلیم دیده و آن آداب و آیین را سال‌ها تمرین کرده است. چنین توصیفی بیشتر به حشو قبیح و شبهه‌آفرینی، و بلکه به شوخی می‌ماند تا به مدح. انگار درباره‌ی افسر درگذشته‌ی ارتش بنویسند متوفی نه تنها تیراندازی با سلاح کمری، بلکه طرز کار با تیربار را هم بلد بود.

"فقط با روزی نیم‌ساعت کار در اینترنت، ماهیانه یک میلیون تومان درآمد داشته باشید."
نمی‌دونستم از طریق اینترنت هم می‌شه اعمال منافی عفت انجام داد...

پسر چقدر حالم خوبه امروز... همه رو دختر می‌بینم...

بدترین نقطه‌ای که یه انسان می‌تونه به‌ش برسه، جاییه که دیگه به‌ش بَر نخوره.

  ابیات بی‌قرار

در شب تردید من، برگ نگاه !
می روی با موج خاموشی کجا؟
ریشه ام : از هوشیاری خورده آب
من کجا، خاک فراموشی کجا...


چنگ برداشت و شد الله جو / سوی گورستان پیر آه جو

گفت خواهم از حق برشم بها / کو به نیکویی پذیرد قلبها

 

در روزگار خلیفه دوم، پیری بود که به خنیاگری (مطربی و چنگ زنی) مشغول بود، اما به سبب کهولت سن و رعشه دست دیگر چنگش آن نوای همیشگی را نداشت و کسب روزی برای او مثل سابق در خور رونق نبود. روزی پیر با اندوه فراوان سر به سوی گورستان گذاشت و نا امیدانه و عجزمندانه روی به خدا کرد و گفت: «امروز ای خدا تنها برای تو چنگ می زنم و روزیم را از تو می خواهم.»

 

پیر تمامی حواس خود را جمع کرد و سپس چنگ به دست گرفت تا از پس آن همه رعشه دستش را در اختیار بگیرد و سپس به نواختن نمود. نوای دل‌نواز چنگ تمامی سکوت گورستان را در تسخیر خود در آورد و آنقدر در این کار ممارست کرد که دست آخر از فرط خستگی به خواب سنگینی فرو رفت.

+

خلیفه دوم عمر که به محتسب نیز معروف است، خلیفه ای بود بسیار سخت‌گیر و اولین حاکمی بود که حدود شرعی را در مقابل عام مردم اجرا ‌کرد. خلیفه در خواب دید که خدای به او گفت: «سوی گورستان شو و صد دینار از بیت المال به بنده ما ده و به او بگوی چون این صد دینار تمام گشت باز آی و باز طلب کن.»

 

پس خلیفه خود را با عجله به سوی گورستان رساند و چون در آنجا جز خنیاگری خفته هیچ ندید در خواب خودش دچار شک و تردید شد. در همین حال به دلیل عطسه خلیفه، خنیاگر چنگ‌زن از خواب پرید و با دیدن محتسب پا به فرار می گذارد تا از شر او در امان بماند.

 

خلیفه باز در گورستان جستجو می کند اما کسی را پیدا نمی‌کند، پس به دنبال پیر‌مرد می‌گردد و او را مژده می‌دهد که خدا برای تو صد دینار ارزانی داشته است. در همان حال پیر‌مرد به زاری می‌افتد و شوریده سرانه راه خدا را در پیش می‌گیرد.

+

اصل این داستان با نام «پیر چنگی» در «مثنوی معنوی» به قلم مولانا بسیار مشهور است. داستان مشابهی هم به نگارش عطار نیشابوری در کتاب «اسرار توحید» با عنوانی مشابه وجود دارد.

 

این داستان بیش از هر چیز یک طنز است. خلیفه دوم (عمر) با آن همه سخت گیری، اجرای خشک حدود اسلامی و آن همه خشونت در مقابل خنیاگران؛ به امر خدا مجبور می شود تا از بیت المال (باز هم برای عمر بسیار مسئله حساسی بوده) مبلغ صد دینار پیشکش کند به پیری چنگ‌زن! کلاً طنز داستان از همان اول آغاز شود که خنیاگری خوش‌گذران به موقع نیاز، کهولت، به ناچار و برای کسب درآمد به درگاه خدا دست دراز می‌کند و خدای هم دعای او را تماماً قبول می‌کند.

+

نتیجه: پیر چنگ زن چون تنها برای خدای چنگ زد، دارای اخلاص واقعی در عمل بوده است، پس خداوند خواسته او را قبول می‌کند.

 

 باید اضافه کرد که، خلیفه هرگز فکر نمی کرد که بنده خدا که آنرا در خواب دیده بود یک مطرب باشد. این خود نشان دهنده آن است که همه ما دارای قالب‌های ذهنی غلطی هستیم که خواه یا ناخواه مجبور به تغییر آنها می‌باشیم.

 

به قولی چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید. این داستان تمامی سعی خود را بر آن داشت که نشان دهد محتسب سخت گیر باید بپذیرد که خنیاگران هم می‌توانند در گروه بندگان خدا قرار گیرند. باور کردنش سخت است اما من درس تغییر ذهنیات (شکستن پارادایم‌ها) را همواره در دو جلسه اول کلاس‌های «فروش حرفه‌ای» به طرق و روش‌های مختلف، آموزش می‌دهم. اما گاهاً به این نتیجه می‌رسم که کاری سخت، عبث و نزدیک به محال است.

+

آخر داستان هم یک وصفی از حال خنیاگر ربّانی ارائه می‌شود که حیف است ننویسم:

  

حیرتی آمد درونش آن زمان / که برون شد از زمین و آسمان

جستجویی از ورای جستجو / من نمی دانم تو می دانی بگو

قالی و حالی از ورای قال و حال / غرفه گشته در جمال ذوالجلال

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 1:43  توسط نیما حیرتی  | 

خاک فراموش شده

عنوان «خاک فراموش شده» می‌تواند به معنای برداشت نادرست عوام مردمی چون خود من نسبت به دنیا باشد. نه تنها برداشت من از این عنوان یک نظر شخصیست، هر آنچه در این مکان مورد نقد خواهد گرفت نیز از این قانون پیروی خواهد کرد.


صفحه نخست
چاپار الکترونیک
بایگانی

پيشنهاد
< ‌غلط ـــ نامه [درست‌نويسی در وبلاگ]
سه قانون ساده‌ی نوشتن در کامپیوتر و برای وب

برگزیده نوشته‌ها

ـ پرچم‌های افراشته
ـ قالب‌های ذهنی
ـ زنگار آدمیت
ـ فردریش نیچه
ـ هنر هرگز نمي‌ميرد
ـ متن کامل و بدون سانسور ِ «هزلیات سعدی»
ـ دغدغه جاودانگی
ـ هنوز تنها ایرانیان دو بتهوون را می‌شناسند…

دوستان قدیمی
ـ فتوبلاگ من
ـ مرکز موسیقی بتهوون
ـ موسسه خیریه محک
ـ مرکز بین‌المللی آموزش ریکی در ایران
ـ SSSB
ـ Seyed Sprott
ـ زرشک
ـ ديدگاه و تجربیات يک مرد تنها
ـ عشق فیلم
ـ مشاعره آزاد

روزمره‌ها
ـ وبلاگ بی بی سی فارسی
ـ سردبیر: خودم
ـ خردبیر: خودش
ـ Amnesiac
ـ خوابگرد
ـ كافه ناصری
ـ نیما دارابی
ـ یک پزشک
ـ دم خروس
ـ امید معماریان
ـ توکای پاسخگو
ـ یادداشت‌های یک تبعیدی عصبانی
ـ جمهور
ـ آینه
ـ One Man Tango
ـ بلوط
ـ Fcuking Wasted...
ـ عصيان
ـ غزلداستان
ـ قصه‌های عامه‌پسند
ـ ...، برخط
ـ حاشیه خاکستری
ـ سيبستان
ـ هنوز
ـ سنگ کاغذ قیچی

خاک فراموش شده
ـ خانه مصدق

فرهنگ و ادب
ـ دوات
ـ جن و پری
ـ بالاترین
ـ آوای آزاد
ـ پنـــــدار
ـ کتابلاگ
ـ نام ناپذیر
ـ Soodaroo
ـ کتاب
ـ صادق هدایت
ـ پایگاه اینترنتی سال بزرگداشت مولانا

اندیشه
ـ فل سفه

هجویات
ـ گل‌آقا
ـ
کرگدن
ـ لابراتوار کلنگ
ـ چلغوز

نشريه‌ها
ـ لوح
ـ مـاندگـار
ـ قاصـدک
ـ گـذرگـاه
ـ ۷سنـگ
ـ فـــــروغ
ـ گردون ادبی
ـ آتی بان
ـ هفتان

روزنامه‌ها
ـ بی‌بی‌سی
ـ
شرق
ـ ايــران
ـ همشـهری
ـ روز آنـلايـن

خبرلاگ
ـ بازنگار
ـ
سفیر لینک
ـ
بلاگچین
ـ رسم گرافیک
ـ پاییز

بايگانی موضوعی
ادبیات
اندیشه
فراموش شده ها
اجتماعی
هنر
داستانک
فرهنگ
بايگانی زمانی
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
تیر 1385
خرداد 1385

  RSS 

   
Designed by
Tarrahan
Powered by
BLOGFA.COM
قالب این وبلاگ، اصلاح شده طراحی اولیه مجموعه طراحان است. منبع الهام گرفته شده نیز وبلاگ خوابگرد می‌باشد.
All text licensed under a Creative Commons License - CopyRight ©2006 - All Rights Reserved.