
امروز مرکز موسیقی بتهوون پس چند هفته پلمب باز شد.
+
البته چند هفته پیش به دنبال اعتراض خانه سینما ایران از پخش غیرقانونی فیلمها و وارد شدن خسارتی هنگفت به جامعه هنر هفتم ایران، نیروی محترم انتظامی طی یک طرح فوری تصمیم به خشکاندن ریشه فساد در این باب گرفت.
+
بزرگی در خانه سینمای ایران، باز در همان چند هفته پیش، گفت: دزدی برای انجام امر دزدی، قلابی را به پنجره منزلی متصل میکند. از بد روزگار پنجره از جا کنده و بر سر دزد بیچاره می افتد. محتسب شهر جویای ماجرا میشود، سپس فرمان میدهد که نجار این پنجره را به جرم ساختن پنجرهای سست احضار کنند. پنجرهساز هم با مظلومی خاصی گناه را به گردن معمار نصاب می اندازد. تحقیقات اثبات میکند که معمار در هنگام نصب پنجره هواسش به بانویی سرخپوش جلب میشود. اما ریشه فساد پس از تحقیقات بیشتر مربوط به رنگرزی میشود که رنگ کننده آن لباس بوده...
رنگرز با بیشرمی تمام اعلام میکند که رنگ قرمز، رنگ محبوب اوست! پس اسباب اعدام مهیا میشود، اما به دلیل قد بلند وی، مجریان امر به دنبال یک رنگرز کوتاه قد رهسپار میشوند...
داستان هنوز ادامه دارد اما من خودمم دیگه حوصله ادامه ندارم.
+
از کنار فروشگاه بتهوون گذشتم، ابتدای میدان محسنی دو ماشین ون و یک بنز پلیس ایستادهاند. پسران و دخترانی که ظاهر مناسب ندارند را گویا ارشاد میکنند. از کنار آنها هم گذشتم...
چند قدم پایینتر، شاید کمتر از ۲۰ متر داخل خیابان شاهنظری، کاسب همیشگی، به راحتی (بیواهمه) و نه به نجوا میگوید: سیدی، نوار، سیدی جدید...
+
عنوان فوق از پوستر، جشن چند سال گذشته، گشایش سالن بتهوون در خانه هنرمندان ایران برگرفته شده است.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:44  توسط نیما حیرتی
|